خبرگزاری فارس: فرهادی در کن از « گذشته» گفت

سایت خبری کانتکت میوزیک درباره صحبت‌های فرهادی پیرامون مسئله سانسور در ایران در نشست خبری روز گذشته نوشت: زمانی‌که از فرهادی درباره محدودیت‌هایی که در ایران بر فیلمسازان تحمیل می‌شود، پرسیده شد، او در پاسخ با دقت زیادی کلمات را انتخاب می‌کرد.

فرهادی در این باره گفت: سانسور دو نوع است یکی سانسور رسمی و دیگری خود سانسوری، که دومی به مراتب خطرناک‌تر از اولی است، بالاخره قسمتی از این محدودیت‌ها حتی زمانی که کشورم را ترک کردم نیز همچنان با من باقی بود، محدودیتی به صورت ناخودآگاه و خارج از کنترل من.

رادیو عمومی ملی_رادیویی برای شهروندان آمریکایی_ به نقل از فرهادی در نشست خبری روز گذشته عنوان کرد: سانسور دو نوع است: یکی سانسوری که به طور رسمی اعمال می‌شود و دیگری سانسور درونی که ممکن در دورن هر کسی وجود داشته باشد.

این رادیو در ادامه متذکر شد: فرهادی در حرف‌هایش ضمن تأیید این مطلب که زمانی‌که در خارج از ایران کار می‌کرده بالاخره فارغ از محدودیت‌های خارجی، احساس امنیت بیشتری می‌کرده ولی او همواره تلاش کرده که از این محدویت‌ها نه به عنوان یک مانع که به عنوان فرصتی برای ایجاد خلاقیت بیشتر استفاده کند.

رادیو ملی آمریکا در ادامه به نقل از فرهادی افزود: هنوز درباره این که پروژه بعدی‌ام چه خواهد بود و اینکه آیا آن را در ایران خواهم ساخت یا خیر، تصمیمی نگرفته‌ام، در واقع زمان تعیین‌کننده همه چیز است.

روزنامه «لس‌‌آنجلس تایمز» نیز درباره این بخش از نشست خبری روز گذشته نوشت: «فرهادی» تصدیق کرد که به خاطر محدویت‌هایی که در ایران بر فیلمسازان اعمال می‌شود، به هرحال موقعیت فیلمسازان ایرانی از موقعیت فیلمسازان در دیگر نقاط جهات جهان کاملا متفاوت است.

این روزنامه به نقل از فرهادی افزود که فرهادی از اینکه رسانه‌های غربی بیش از آنکه بر تلاش فیلمسازان ایرانی برای غلبه بر محدودیت‌ها متمرکز شوند به محدودیت‌هایی که وجود دارد می‌پردازند، اظهار ناراحتی کرد و متذکر شد که محدودیت‌ها قوی‌تر از پتانسیلی که برای خلاقیت وجود دارد، نیست.

در ادامه این گزارش آمده است، فرهادی گفت: ما به خاطر همین محدودیت‌ها کارگردانان خوب زیادی داریم، البته محدودیت‌ها تنها در یک محدوده زمانی کوتاه باعث پرورش خلاقیت می‌شود و در طولانی مدت می‌تواند باعث نابودی آن شود.

سایت ایندی وایر با تیتر « پاسخ فرهادی به اینکه چرا علی‌رغم ساخت فیلم «گذشته» در فرانسه و نه در ایران، هنوز احساس سانسور در او وجود دارد» به سراغ این بخش از صحبت‌های «فرهادی» در نشست خبری روز گذشته رفت.

ایندی‌وایر در مقدمه این گزارش نوشت: «گذشته»، اولین پروژه‌ فرهادی است که در خارج از ایران ساخته شده و برای او شهرت جهانی به همراه آورده، در حالی‌که قوانین سختگیرانه‌ سانسور در ایران، پروژه بسیاری از فیلمسازان را در این کشور به تعطیلی کشانده است.

این سایت در ادامه این گزارش نوشت: فرهادی در پاسخ به این سوال که آیا از ساخت فیلم در فرانسه احساس آزادی می‌کند یا خیر، گفت: دو نوع سانسور وجود دارد، یکی سانسوری چون آنچه که در ایران وجود دارد و دیگری که به مراتب خطرناک‌تر است، خود سانسوری است. سانسوری که در درون ما وجود دارد ممکن است از موقعیت اجتماعی، اقتصادی و مالی سرچشمه بگیرد. زمانی‌که من کشورم را ترک کردم، از محدودیت‌های خاص سینمای ایران دور شدم ولی سانسورهایی در درون خود من وجود دارد که خارج از کنترل من بود، چیزی که در شخصیت من شکل گرفته بود، نمی‌توانم بگویم که ناگهان احساس آزادی و استقلال کردم، من از بسیاری از این محدودیت‌ها نه به عنوان مانع که به عنوان یک سرمایه استفاده می‌کردم، تلاش کردم از این موقعیت به عنوان منبعی برای خلاقیت بیشتر استفاده کنم.

نکته جالب توجه آن است که اکثر منابع منتشر کننده صحبت‌های «فرهادی» درباره سانسور در ایران، بلافاصله در ادامه از صدور مجوز نمایش برای فیلم «گذشته» در ایران خبر داده‌اند.



 
شکیبا خانی
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲

خبرگزاری فارس: «رسوایی» با فروش آخر هفته ۵۰ میلیونی از مرز ۵ میلیارد گذشت

فیلم سینمایی «رسوایی» پس از ۹ هفته اکران و با متوسط فروش هفتگی ۲۰۰ میلیون تومان توانست به رکورد فروش ۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان در تهران و شهرستان دست یابد و این در حالی است که این فیلم از هفته گذشته سینمای سر گروه خود را از دست داده است.

بنابراین گزارش، «رسوایی« در حالی هفته گذشته سینمای سرگروه خود را از دست داد که این موضوع مورد اعتراض مسعود ده‌نمکی تهیه‌کننده و کارگردان این فیلم و علی سرتیپی پخش کننده این فیلم قرار گرفت چرا که معتقد بودند فروش این فیلم از کف نیفتاده است و در دو روز پایانی هفته گذشته نیز به ترتیب ۲۲ و ۲۸ میلیون تومان در تهران فروش کرد تا همچنان به عنوان پرفروش‌ترین فیلم اکران شناخته شود.

فروش کلی «رسوایی» تاکنون ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون در تهران و ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون نیز در شهرستان بوده است که در مجموع این فیلم توانسته است به فروش کلی ۵ میلیارد و دویست میلیون تومانی دست یابد و با روند فعلی پیش بینی می‌شود به زودی به عنوان دومین فیلم پرفروش سینمای ایران پس از «اخراجی‌ها۲» شناخته شود.

براساس اعلام عوامل «رسوایی» این فیلم حداقل تا دو هفته دیگر به اکران خود در گروه آزاد ادامه خواهد داد.



 
شکیبا خانی
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲

“پیمان معادی” در نقش راننده ی تاکسی پاکستانی :
سریال درام «عدالت کیفری» نوشته ریچارد پرایس است و کارگردان برنده اسکار، استیو زیلیان آن را کارگردانی خواهد کرد. “جیمز گاندولفینی” و “پیمان معادی” ازبازیگران این سریال هستند.
داستان این سریال کوتاه که توسط شبکه اچ بی او در قالب مینی سریال پخش خواهد شد در نیویورک اتفاق می افتد.

"پیمان معادی" در نقش راننده ی تاکسی پاکستانی :
سریال درام «عدالت کیفری» نوشته ریچارد پرایس است و کارگردان برنده اسکار، استیو زیلیان آن را کارگردانی خواهد کرد. "جیمز گاندولفینی" و "پیمان معادی" از این سریال هستند.
داستان این سریال کوتاه که توسط شبکه اچ بی او در قالب مینی سریال پخش خواهد شد در نیویورک اتفاق می افتد.



 
شکیبا خانی
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲

خبرگزاری فارس: آغاز نمایش عمومی «گذشته» از هفته آینده در سینماهای تهران

به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی فیلم اصغر فرهادی با عنوان «گذشته» از هفته آینده در چند سینمای تهران به نمایش در خواهد آمد.

به موجب این گزارش با صدور پروانه نمایش فیلم «گذشته» در نشست فوق العاده شورای اکران موافقت به عمل آمد.

همچنین همزمان با آغاز جشنواره فیلم کن و طی روزهای آینده فیلم «گذشته» برای خبرنگاران و نویسندگان سینمایی بطور اختصاصی به نمایش گذاشته خواهد شد که جزئیات آن متعاقباً به آگاهی خواهد رسید.

به گزارش فارس، جلیل عرفان منش معاون امور آثار سازمان سینمایی وزارت ارشاد صبح امروز در گفت‌وگو با فارس از تصمیم‌ مسولان ارشاد برای نمایش عمومی آخرین فیلم اصغر فرهادی در ایران خبر داده بود.

جدیدترین ساخته اصغر فرهادی در فرانسه ساخته شده و داستان آن درباره مردی ایرانی است که همسر فرانسوی خود و دو بچه‌اش را در پاریس رها می‌کند و به ایران باز می‌گردد ولی زمانی‌که پس از چهار سال باز می‌گردد، متوجه می‌شود که همسر و دو فرزندش با مردی جوان زندگی می‌کنند.

بنابراین گزارش، فیلم سینمایی «گذشته » توسط فیلمیران به مدیریت علی سرتیپی در ایران پخش می‌شود.



 
شکیبا خانی
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲

خبرگزاری فارس: آغاز نمایش مستند «ساکن صحرای ساکت» در پردیس ملت

فیلم مستند «ساکن صحرای سکوت»،هنرمندان سینما و تلویزیون در کنار اهالی رسانه، در مراسم اکران خصوصی مستند یادنامه خسرو شکیبایی گرد هم می آیند تا نام و یاد این هنرمند را گرامی بدارند.

در این مراسم که روز شنبه ۲۸ اردیبهشت ماه سال جاری،ساعت ۱۹ برگزار می شود، هنرمندان سینما و همکاران خسرو شکیبایی که در مستند«ساکن صحرای سکوت»ساخته الهام قره خانی و مهرتاش مهدوی درباره او سخن گفته‌اند،گرد هم می آیند تا با زنده کردن یاد این هنرمند ارزشمند،برای اولین بار این مستند نیز برای هنرمندان و اصحاب مطبوعات رونمایی شود.

اکران عمومی مستند«ساکن صحرای سکوت» نیز از روز شنبه (۲۸ اردیبهشت) در پردیس سینمایی ملت آغاز خواهد شد.

این مراسم به همت موسسه تصویر شهر،سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران،شهرداری منطقه هشت و پردیس قلهک در محل این پردیس واقع در خیابان شریعتی، خیابان یخچال، موزه آب، نرسیده به استودیو صبا، مجموعه فرهنگی پردیس قلهک برگزار می شود



 
شکیبا خانی
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲

خبرگزاری فارس: از شهدا فقط یک نام به نسل سوم آموختیم/ «ملکه» نقطه مقابل «آرگو» است

زهرا قزیلی: «سیاوش» با یک طراحی درست خلق شده است، کاراکتری با جزئیات بر پرده نقره‌ای نشسته است. دیدبان «ملکه» با مهارت خاص  میلاد کی‌مرام جان گرفت. او  بازیگری را از تئاتر آغاز کرد و در شانزده سالگی برنده جایزه بازیگری در تئاتر شد.

«کی‌مرام» گزیده کار می‌کند و تلاش می‌کند تا بهترین‌ها را خلق کند. درباره حضورش در ملکه و ایفای نقش سخت «سیاوش» در فیلم «ملکه» به گفت و گو نشستیم که از نظرتان می‌گذرد.

*«سیاوش»به شدت تنهاست و دیدبان به گونه‌ای طراحی شده که این تنهایی به مخاطب انتقال داده شود ،این امر در بازی شما محقق شده چگونه به تنهایی سیاوش نزدیک شدید.

ملکه براساس واقعیت جنگ در ماه پایانی آن نوشته شده است.دیدبان ها براساس شرایط و موقعیت کاری تنها و منزوی بودند مخصوصا وقتی بالای بویلر قرار می گرفتند. با خواندن فیلمنامه تصویر ذهنی دیگری نسبت به سیاوش (دیدبان) داشتم ولی وقتی با غلام زرقانی صحبت کردم کلا تصویری که از سیاوش ساخته بودم بهم ریخت. آقای زرقانی در طول کار با ما همراه بود او سیاوش واقعی قصه است شهید زنده ای که در حال حاضر در آبادان زندگی می کند و راننده تاکسی است.  وقتی ایشان  را دیدم ذهنیتم نسبت به نقش کاملا تغییر کرد. آنچه که با خواندن فیلمنامه از سیاوش برای خودم ترسیم کرده بودم را دور ریختم و  سعی کردم سیاوش را زندگی کنم . البته در رسیدن به سیاوش راهنمایی های آقای آهنگر و زرقانی به من کمک کرد. به نظرم تصویر درست از آن برهه از جنگ و بالای بویلر ۹۰ متری همان است که در ملکه دیده می شود. دیدبان با تنهایی اش ساعت ها  باید گراهای مختلف را می داد و زمان همانگونه که در فیلم می بینیم کند می گذرد و ریتم کندی داستان را می طلبید. فضای حضور در بویلر هم کمک می کرد چون به غیر از دو یا سه نفر آهنگر، زرین دست ودستیارشان فرد دیگری نبود . فضای بویلر هم من را به سمت تنهایی سیاوش سوق می داد.

تصویر ذهنی‌ام از سیاوش را دور ریختم

*چه تصویری از سیاوش با خواندن فیلمنامه داشتید که بعد تغییر کرد.

با خواندن فیلمنامه به یک تصویر ذهنی از کاراکتر رسیدم البته در بازه زمانی یک هفته ای که فرصت خواندن فیلمنامه و بستن قرارداد و رفتن به آبادان داشتم این تصویر را در ذهنم خلق کردم . با حضور در آبادان فضای ذهنی ام کمی تغییر کرد، دو روز با لباس های سیاوش در لوکیشن بودم و با آقای آهنگر صحبت می کردم تا زمانی که غلام زرقانی  را دیدم، بعد احساس کردم تمام این تصاویر را باید دور بریزم و به دنبال نگاه دیگری باید باشم و با تعاریف زرقانی تصویر سیاوش برایم تغییر کرد.

تلاش کردم سیاوش «درست» باشد نه «درشت»

*با خواندن فیلمنامه و حضور در فضا، سیاوش چگونه ترسیم شده بود که بعد آن را دور ریختید؟

تصویر سیاوش درشت بود چون یک «اور اکت» (غلو شده) است اما بعد تمام سعی ام را کردم که اینگونه نباشد. من سعی کردم در بازی این حس غلوآمیز به بیننده منتقل نشود، دوست داشتم بیننده سیاوش را بپذیرد . وقتی  با آقای زرقانی صحبت کردم تصویر واقعی جنگ را دیدم چیزی که تاکنون ندیده بودم و برایم بسیار جذاب بود. نسل سوم انقلاب تصویر درستی از شهدایی مثل باکری، همت، بابایی و… ندارد. شاید بسیاری فقط اسم آنها را به کرات شنیدیم اما تصویری از زندگی آنها نداریم زیرا دفاع مقدس خودمان را در کتاب ها و فیلم ها (بعضا اغراق شده) دیدیم و هیچ تصویر درستی از آن نداریم . با فیلمنامه آقای آهنگر و تعاریف آقای زرقانی احساس کردم جنگ واقعی را دیدم و تعاریف این عزیزان از دفاع با چیزهایی که ما در طول این سالها و در برخی از فیلم های جنگی شاهد آن بودیم یک پارادکس در من ایجاد کرد.

تمام تلاشم را کردم که «سیاوش» درست باشد نه درشت. متاسفانه برخی از نگاه ها در سینمای جنگ واقعی نیست اما در ملکه اینگونه نیست ما اتفاق هایی می بینیم که تاکنون ندیدم. از دریچه ای به دفاع نگاه می شود که تاکنون دیده نشده است.

آگاهانه از حس و تکنیک بهره بردم

* وقتی نقش را زندگی می کنید بعد چگونه از آن فضای نقش جدا می شوید و به نقش دیگری فکر می کنید. چقدر زمان می برد که شما از نقش جدا شوید؟

همان لحظه که کات کارگردان داده می شود از نقش جدا می شوم. سیاوش در بازه زمانی که فیلمبرداری به طول انجامید با من بود اما آگاهانه با من بود. تکنیک در کنار حس نتیجه مطلوب دارد در غیر این صورت ممکن نخواهد بود. باید آگاهانه از حس و تکنیک بهره برد. این فیلم را دو سال و شش ماه گذشته بازی کردم الان وقتی برمی گردم برایم متفاوت است.

نباید در نقش رها شد

به عقیده من، اشتباه است که در نقش رها شویم باید آگاهانه به شخصیت رسید و آن را زندگی کرد و از آن جدا شد. وقتی نقش را زندگی می کنید و تکنیک که به آن اضافه می کنید  می‌توانید ری اکشن درست داشته باشید، «سیاوش» در فیلمنامه اور اکت نوشته شده بود بنا به کنش‌های شخصیتی آن سعی کردم به گونه‌ای عمل کنم که شخصیت باورپذیر باشد.

*اگر در حال حاضر بخواهید «ملکه» را بازی کنید همان گونه به آن نگاه می کنید.

نه کاملا متفاوت است دوستان و کارشناسان به من لطف دارند که بازی من را در ملکه تایید می کنند اما در حال حاضر اگر بخواهم به بازی خودم نمره بدهم از ۱۰۰ نمره ۲۰ نمره به بازی خودم خواهم داد. من در طول این زمان تغییر کردم من در زندگی ام رقیبی ندارم و سعی می کنم خودم رقیب زندگی ام باشم و احساس می کنم باید رشد کنم . تمام زندگی پر از اهداف مختلف است که رسیدن به آنها باعث پیشرفت من خواهد شد.

*رفتن به بالای بویلر برای دفعات متعدد باتوجه به این که لوکیشن اصلی است که شما در آن حضور دارید، کار سختی است با توجه به این که بالابر هم وجود نداشت و هربار این مسیر را باید طی می کردید کار به شدت سختی به نظر می آید…

ارتفاع بویلر ۹۰ متر بود. شکل عجیبی داشت بالارفتن از آن خیلی سخت بود. نه تنها برای من ، برای دیگر عوامل  از جمله آقای آهنگر و زرین دست و… باید بارها و بارها این ارتفاع را طی می کردیم . این کار واقعا سخت بود اما چاره دیگری نداشتیم. زنده یاد ابوالقاسم حسینی یک تیم بسیار خوب جمع کرده بود و اینقدر انرژی مثبت بود که سختی را احساس نمی کردیم با این که یک بار کتفم دچار آسیب دیدگی شد و بعد از آن نتوانستم والیبال که ورزش مورد علاقه ام است را ادامه دهم  اما کار لذت بخش بود.بسیاری از دوستان در کار آسیب دیدند اما سختی را با جان و دل تحمل می کردیم زیرا می دانستیم شیرینی موفقیت کار را خواهیم چشید.

نگاه تازه فیلمنامه ارزشمند بود

*چرا «ملکه» را انتخاب کردید با توجه به این که کار جنگی را بازیگران کمتر برای ایفای نقش انتخاب می کنند.

برای من نگاه تازه فیلمنامه ارزشمند بود  و من آن را دوست داشتم .

*دیدبان نگاه هدایتگر دارد و در فیلمنامه به گونه ای طراحی شده که وجه انسانی داشته باشد این نگاه انسانی در بازی شما به خوبی دیده می شود و به مخاطب منتقل می شود چگونه توانستید در یک فضای بسته و محدود این حس را منتقل کنید

تیم ما بسیار خوب بود و همه چیز در کمال آرامش رخ می داد که به من کمک می کرد در ارایه نقش درست عمل کنم. نگاه انسانی به دفاع مقدس یکی از حرف های اصلی فیلم است . نگاه ستایشگرانه به دفاع و نه جنگ. این نگاه را خیلی دوست داشتم که در فیلمنامه وجود داشت اما با کمک آقای آهنگر و صحبت با آقای زرقانی برای این بازی  طراحی کردم. این انسانیت به انحاء مختلف در شخصیت سیاوش می توان جست و جو کرد جاهایی غلظتش زیاد است . سیاوش به عقیده من از یک شور به شعور در جنگ می رسد. شور را در صحبت هایش با اسدالله می توان دید که با گراهایش دشمن را به وحشت می اندازد اما در یک ریتم مناسب در فیلم به شعور می رسد.

*ساختار فیلم روایت اول شخص است، دوربین جایی است  که سیاوش حضور دارد یا صحبت اوست. این لحن ، کار بازیگر را سخت می کند و سنگینی کار به دوش بازیگر است  تا بتواند لحنی یک نواخت طرحی کند چگونه به یکنواختی در بازی رسیدید؟

اتفاقات مختلفی در فیلمنامه برای سیاوش رخ می دهد و در مواجهه با افراد مختلف قرار می گیرد ما هم نمی توانستیم به ترتیب سکانس‌ها را فیلمبرداری کنیم پس نیاز به یک طراحی درست بود تا بتوانیم لحن یک دستی را داشته باشیم. اینجا بود که باید شخصیت سیاوش را زندگی می کردم تا به لحن خاص و یک دست برای ایفای این نقش دست می یافتم. وقتی شخصیت برای بازیگر شناسنامه دارد در مواجهه با وقایع مختلف می تواند با کمک حس و تکنیک  ری اکشن درست داشته باشد. فیلمنامه سرشار از کنش های دراماتیک است و یک روند معمولی ندارد. روند شخصیت سیاوش در فیلمنامه فراز و فرودهای بسیاری دارد برای یکدستی در لحن بازی علاوه بر زندگی کردن سیاوش کل تیم و راهنمایی های آقای آهنگر بسیار موثر بود. آقای آهنگر علاوه براینکه در نگارش فیلمنامه و کارگردانی مهارت کافی دارند بازیگر بسیار خوبی هم هستند

یکی از سختی های بازی در نقش سیاوش، ایجاد تصاویر ذهنی از آنچه که نمی دیدم برای خودم بود. تمام تصاویری که دیدبان از پشت دوربین می بیند را باید در ذهنم ترسیم می کردم و از این تصاویر نادیده باید حس مناسبی را به بیننده انتقال می دادم. تصور کنید در یک کلوزآپ باید تمام حس را با دیدن یک تصویر ذهنی به بیننده منتقل کنید

تفاوت شخصیت‌ها برایم اهمیت دارد

*بعد از «ملکه» فیلم  «ژنرال» را بازی کردید که در گونه دفاع مقدس بود از این که در این ژانر کلیشه شوید نترسیدید؟

ممکن است گونه فیلم دفاع مقدس باشد اما شخصیتی که بازی کردم کاملا متفاوت است. اگر بازیگر توانایی لازم  را داشته باشد هیچ گاه کلیشه نمی شود. برای من ملاک انتخاب نقش ها تفاوت آن با نقش قبلی که بازی کردم، است اما ژانر سینمایی برایم خیلی مهم نیست تنها تفاوت شخصیت برایم ملاک است زیرا بازیگر با توانایی لازم می تواند در یک گونه سینمایی کاراکترهای مختلف ایفا کند حتی می توان یک کاراکتر را با ده نوع نگاه مختلف به آن نزدیک شد و آن را ایفا کرد.

*تفاوت در ارایه نقش بستگی به فیلمنامه هم دارد …

بله بازیگر قدرت انتخاب دارد همانطور که بعد از ملکه ۵ یا ۶ فیلمنامه با موضوع جنگ به من پیشنهاد شد اما حاضر نشدم آن ها را بازی کنم چون معتقدم من سیاوش را بازی کردم و دیگر نباید آن را بازی کنم. اگر در این ژانر نگاه و شخصیت متفاوتی پیشنهاد شود حتما بازی می کنم همانگونه که فیلم  «ژنرال» به کارگردانی علی شاه حاتمی را پذیرفتم. فکر می کنم بازیگر با انتخاب و شخصیت پردازی درست  می تواند در یک گونه سینمایی بازی کند اما متفاوت. «نابرده رنج»، «ملکه» و «ژنرال» هر سه در گونه دفاع مقدس بودند اما هر سه شخصیت ها کاملا متفاوت بود.

*با بازی در سه نقش در حوزه دفاع مقدس نگران این نبودید کارهای اجتماعی یا کمدی به شما کمتر پیشنهاد شود؟

نه اصلا نگران نبودم چون هر سه شخصیت متفاوت بود و از سوی دیگر فردی که پیشنهاد کار می دهد به این نکته باید توجه کند بازیگر را نباید محدود به ژانر یا کاراکتر خاص کنند. اگر بنا به هر دلیلی این اتفاق رخ دهد من قدرت انتخاب دارم و این کار را انجام نمی دهم . نقشی را انتخاب می کنم که بتوانم پای آن بایستم. در فیلم «برف» ساخته رحمانی چند سکانس  بیشتر حضور ندارم اما خواستم خودم را در بوته آزمایش قرار دهم و تفکری داشتم که به نظرم شکل گرفت ( البته باید بعد از تدوین کار را دید و نظر داد) اما میلاد کی مرام را کاملا متفاوت با ملکه خواهید دید.

*بعد از «ملکه» کم کار شدید

یک سال و نیم بعد از ملکه سر کار نرفتم برای این که پیشنهاد متفاوت که آن را دوست داشته باشم نبود و بعد ژنرال را پذیرفتم که برای آن کاندید هم شدم و فیلم بهترین فیلم در جشنواره مقاومت در بخش ویدئویی شد.

بازی در تلویزیون سخت‌تر از سینماست

*ازمدیوم سینما و حضور در ملکه چطور شد به مدیوم تلویزیون روی آوردید؟

به عقیده من مدیوم مهم نیست. اگر بازیگر توانمند باشد می تواند فیلم کوتاه بازی کند اما قدرتمند کارکند . شاید یکی از دلایلی که بازیگران بزرگ کمتر در تلویزیون کار می کنند این است که ۶۰ میلیون بیننده کار را می بینند و اگر خطایی صورت بگیرد (به هردلیل که ممکن است به بازیگر ارتباطی نداشته باشد) همه می بینند. بازی در مدیوم تلویزیون سخت‌تر از سینما است زیرا سینما یک عده معدودی بیننده بازی را مورد قضاوت قرار میدهند و به سالن سینما می روند .خودم احساس می کنم برای حضور در تلویزیون نیاز است فیلمنامه محکمی پیشنهاد شود که شخصیت خوبی  خلق کنم. «جابر» در نابرده رنج را با جان و دل کار کردم چون فیلمنامه خوب بود و کار را دوست داشتم و بیننده بسیار خوبی هم داشت. در تلویزیون نوع کار،بازیگران، عوامل پشت دوربین ، فیلمنامه از اهمیت خاصی برخوردار است. من در بازی خودم را به مدیوم محدود نمی کنم . مهم کار خوب است.

برخی فیلمنامه‌ها عمق ندارد

*با توجه به فیلمنامه هایی که برای ایفای نقش به دست شما می رسد وضعیت سینما را چگونه ارزیابی می کنید؟

به عقیده من فیلمنامه ها متفاوت نیست. عمق ندارد، شخصیت ها درست تعریف نشدند ، قصه گو نیست، درست دراماتیزه نشده است. شخصیت را اگر از قصه در بیاوریم هیچ اتفاقی نمی افتد . فیلمنامه ها متاسفانه خیلی سطحی است و اگر همین طور پیش بریم سینما رو به زوال و نابودی خواهد رفت و مخاطب هم نخواهیم داشت.

وقتی از فیلم های فرهنگی حمایت درستی صورت نمی گیرد بالطبع نباید توقع داشت که ذائقه مخاطب تغییر کند و سازندگان آثار به سمت ساخت فیلم های فرهنگی نمی روند. فیلم ملکه را همه دیدند و تحسین کردند اما وقتی حمایت نمی شود نمی تواند تاثیر مثبت در جامعه داشته باشد. این دست آثار می تواند فرهنگسازی کند. سینما به دست فیلمسازانی  قرار می گیرد که کمتر توجه به عمق و تاثیر آن بر جامعه و مخاطب خواهند داشت .

*زنبورها و حضورشان در بخشی از داستان رنگ خاصی را به فیلم می بخشد و در فضای کل فیلم که صرفا جنگی است حس خاصی را به مخاطب منتقل می کند . حضور این زنبورها برای خودتان سوال نبود.

من هم این سوال را با خواندن فیلمنامه پرسیدم زنبورها در این فضا ! آقای آهنگر که خودشان در آن سالها در منطقه آبادان مشغول دفاع از میهن بودند گفتند دوست دارم این نگاه انسانی که در کل فیلمنامه جاری شود در این بخش با پرورش زنبورها این نگاه منتقل می شود. موسی هم همینطور آدم های جنگ نمی توانند نامزد داشته باشند. به عقیده من آقای آهنگر با این خرده داستان ها که رنگ های بسیار زیبایی داشت به فیلمنامه کمک کرد که باورپذیر باشد و آن را به خوبی قبول کنند.

با حضور زنبورها به بخشی از زندگی سیاوش در آن مقطع نزدیک می شویم و به نوعی دراماتیزه کردن این شخصیت هم با حضور در کنار زنبورها به چشم می خورد

«ملکه» واقعی بود 

*ملکه چقدر به واقعیت روزهای جنگ نزدیک بود؟

ملکه به واقعیت کاملا نزدیک بود و همه هم قسم بودیم که تمام آنچه که مستنداتش وجود دارد مانند آقای زرقانی و دیگردوستان تلاش کنیم تا به واقعیت آن روزها نزدیک شویم و درست حق مطلب را ادا کنیم.

*آقای زرقانی که گفتید سیاوش اصلی است، فیلم را دیدند

بله و خیلی دوست داشتند و حس خوبی داشتند.

*تمام انفجارات که در فیلم دیده می شود با جلوه های ویژه انجام شد با این حجم انفجار شما در فیلم آسیب ندیدید.

من به آقای روزبهانی اعتماد کامل داشتم. تمام صحنه‌ای انفجار توسط دوستان طراحی  و اجرا شد. به طور مثال برای سکانس پایانی فیلم ۱۸ چاشنی زیر بدنم کار گذاشتند. آسیب دیدگی وجود داشت اما همه چیز رابرای باورپذیر شدن صحنه ها به جان و دل خریدیم.

انقلاب فرهنگی و فرهنگ انقلابی را باید توامان داشت/ از شهدا فقط یک نام به نسل سوم آموختیم

*باتوجه به انتخاب «ژنرال» پس از «ملکه»به نظر می رسد به این گونه سینمایی با تمام سختی هایش علاقه دارید؟

ما در عصری زندگی می کنیم که باید انقلاب فرهنگی و فرهنگ انقلابی را به صورت توامان داشته باشیم. سینما یک ابزار قدرتمند برای صدور فرهنگ است. اما ما چه می کنیم و چگونه از آن بهره می بریم. چه فیلم هایی را می سازیم و روانه اکران می کنیم . خیلی از آن ها سطح کیفی مناسبی ندارند .

ارگان هایی که مدعی هستند از فیلم های فرهنگی  حمایت و دفاع می کنند کجا هستند؟ به راحتی این فیلم ها را زمین می زنند .دل پری دارم از همه دوستان که داعیه حمایت از فیلم های فرهنگی دارند. بعد ازدو سال فیلم اکران شد اما بدون هیچ اطلاع قبلی و فیلم بدون تبلیغات و یک هفته زودتر اکران شد

«ملکه» ستایش دفاع است

چرا ما از شهدا فقط یک نام به نسل سوم یاد دادیم این فرهنگ انقلابی را چگونه باید گسترش بدهیم. می گویند جوان ها با فیلم های دفاع مقدس ارتباط برقرار نمی کنند کاملا درست است  چون فیلم درست و واقعی کم ساخته می شود. با رفتن مرحوم ملاقلی پور نگاه ضد جنگ به شیوه او به اتمام رسید. محمد آهنگر یک نگاه جدیدی به دفاع دارد و بسیار هم جذاب است اما حمایت نمی شود. چگونه باید ارتباط برقرار کنیم وقتی تنها نام این اسطوره‌ها را شنیدیم چه کردیم که این فرهنگ در زندگی ما جاری شود. باید واقعیت دفاع را نشان دهیم و فیلم درست بسازیم. جنگ چیز خوبی نیست و فیلم «ملکه» ضدجنگ است اما در ستایش دفاع است چون ما هشت سال نجنگیدیم .تنها دفاع کردیم.

تصویر «آرگو» از ایرانی تاسف بار است/ «ملکه» نقطه مقابل «آرگو» است

ما در عصری زندگی می کنیم که فیلم آرگو ساخته می شود و تصویری که این فیلم از ایران به نمایش می گذارد ، واقعا تاسف بار است. ایرانی را خشن، پست و بی تمدن نشان می دهد درحالی که ما مهد تمدن هستیم. ایرانی را جنگ طلب به نمایش می گذارد. «ملکه» در جای جایش ایرانی را به تصویر می کشد که ارزشمند است، ایرانی که تمدن دارد، ایرانی ای که در شرایط جنگ، صلح طلب است. نگاه ایرانی نگاه جنگجویانه و جنگ طلب نیست.

آقایان مسئول، فیلم با قد و قامت ملکه ساخته شده و نشان میدهد ایرانی چقدر صلح طلب است اما چرا از آن حمایت نمی شود. فیلم دقیقا نقطه مقابل فیلم آرگو قرار می گیرد . این فیلم را اکران جهانی کنید تا تصویر درست ایرانی و متفاوت بودن ایرانی دیده شود که ما در جنگ هم اینگونه زندگی کردیم و مستندات آن موجود است و واقعی است.

*درباره کارهای جدید بفرمایید

بازی در «برف » را به اتمام رساندم. دو فیلمنامه اجتماعی پیشنهاد شده است که یکی از آن ها خیابانی است و کاملا فضای متفاوتی دارد و شاید هر دو را بپذیرم. سال گذشته در جشنواره فجر حضور نداشتم به دلیل این که پیشنهادات خوبی نداشتم اما امسال تلاش می کنم با کارهای متفاوت در جشنواره حضور داشته باشم. در یک دوره از زندگی با آقای کیمیایی آشنا شدم که ایشان به من درس زندگی داد و در یک دوره با خانم آدینه آشنا شدم که زندگی کردن در نقش را ایشان به من آموخت در یک سریال تلویزیونی که ایشان کارگردان بودند به من متذکر می شدند بازی نکن و رها باش بعد متوجه شدم نباید درشت نمایی و غلو  کنم و بعد از یک مدت گفتند زندگی کن که باید باحس و تکنیک عجین باشد.من دست هر دو این بزرگواران را می بوسم.



 
شکیبا خانی
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

خبرگزاری فارس: علی نصیریان سلطان بی‌چون و چرای تئاتر است/ دوست دارم در پدرخوانده ۲ جای آل پاچینو باشم

احسان عباسی : کامران تفتی متولد ۱۹ فروردین ۱۳۵۸ فارغ التحصیل بازیگری که از کودکی تئاتر را در کنار پدرش آغاز کرد و تا زمان ورود به دانشگاه در کنار تحصیل مشغول به تجربه اندوزی در صحنه‌ها بود. و در زمان دانشجویی با کارهای دانشجویی وارد فضای حرفه ای تئاتر کشور شد و با استادانی چون حمید امجد، محمد رضایی راد، محمد چرمشیر، بهزاد فراهانی، قطب الدین صادقی و منیژه محمدی و …. تئاترهایی را به روی صحنه برد، اولین کار تلویزیونی او در سریال ولایت عشق به کارگردانی مهدی فخیم زاده بود و از آن پس سریال‌های خواب و بیدار، حس سوم، بی صدا فریاد کن را هم با او کار کرد.با کامران تفتی به گفت و گو نشستیم که متن این مصاحبه در ادامه از نظر می‌گذرد.

*خودتان را معرفی کنید

کامران تفتی هستم متولد ۱۹ فروردین ۱۳۵۸ در تهران به دنیا آمده‌ام.

* اگر بازیگر نبودید دوست داشتید چه کاره می شدید؟

هیچ.چون از کودکی وارد بازیگری شده بودم .آن هم نه به معنای شوخی.۷ ساله بودم که اولین تئاترم را بازی کردم البته درسم هم خیلی خوب بود ولی چون بازیگری را دوست داشتم رشته هنر را انتخاب کردم و کنکور هنر دادم .به همین خاطر فکر کنم اگر قرار بود بازیگر نشوم اصلا نبودم!

* دوست دارید با چه کارگردانی کار کنید که تا به حال کار نکرده اید؟

با همه کارگردان‌ها! من بازیگر هستم و برایم بازیگری مهم است، ماهیت بازیگری برایم از اسم آدم‌ها مهم‌تر است به همین خاطر هر فیلمسازی که اندیشه ای دارد و می‌توانم به عنوان ویترین فوق‌ ‌العاده و ابزار اندیشه او و شیوه گفت‌وگو او با مردم جامعه می‌توانم کمکش کنم.

* دوست داشتید چه نقشی را بازی کنید که بازی نکرده اید؟

من نقش زیاد بازی کردم! همه نقش‌های را دوست دارم .البته خیلی از نقش‌ها را بازی نکردم.

*آیا بوده بعد از سال‌ها از نحوه بازی در فیلمی خجالت بکشید؟

نه هیچوقت. من تمام تلاشم را کردم که حرفه‌ام را تخصصی جلو ببرم، طبیعتا دچار ضعف است ولی اینکه خجالت بکشم خیر، چون همیشه با عشق و قلب و خونم بازی کردم.

* در بازیگری الگوی خاصی داشتید؟

بله. زندگینامه و نحوه بازی آل پاچینو همیشه برای من مثال زدنی است، در ایران هم بهروز وثوقی و خسرو شکیبایی الگوهای من بودند.

*فکر می‌کنید رابطه مردم با سینما بهتر است یا تلویزیون؟

رابطه مردم با چیزی که شایسته آن‌ها باشد بهتر است، حالا اگر می‌بینید رابطه مردم با سینما کم شده است حتما سینما شایسته مردم نبوده است، اگر در تلویزیون کمی بین مردم و تلویزیون فاصله افتاده باشد حتما چیزی که ساخته می‌شود شایسته و بایسته مردم نیست. به نظر من مردم خیلی هوشمندانه انتخاب می‌کنند، دلیل استقبال و طرد کردن فقط این است که آنها تشخیص می‌دهندخوراک فرهنگی شان شایستگی لازم را ندارد یا خیر.

* به نظر شما دستمزد بازیگران منصفانه است؟

نه خیلی کم است!

* برخی‌ها درباره دستمزد بازیگران جدید اعتراض دارند، این اعتراض‌ها چقدر بجاست؟

خیلی از این حرف‌ها، حرف‌های پشت پرده است. بیشتر فضای فکری اینطور است که نمی‌دانند این طرف چه خبر است، در محیط بیزنس و اقتصادی سینما نیستند و از بیرون حرف می‌زنند. بازیگر جدید و قدیم ندارد، باید اول این حرفه و هنر را تخصصی کنیم .بعد که تخصصی شدیم آنوقت تخصصی برخورد میکنیم و در آن‌صورت هیچ بازیگری نه پول اضافه میگیرد و نه از ارزشش کم می‌شود. به نظر من اگر هر کسی در یک محیط تخصصی جای خودش باشد دیگر این مسائل اتفاق نمی‌افتد.

* آیا پول بازیگران از پارو بالا می‌رود؟

نه! از جیبشان هم بیرون نمی‌آید، چه برسد به پارو!

* بازیگران ما چقدر به مبانی نظری بازیگری تسلط  دارند؟

متاسفانه درصد خیلی کمی .به نظر من تحصیلات آکادمیک باید در کنار تجربه‌های عملی و بودن در اتمسفر و فضای سینمایی باشد. این تجربه برای تحصیلات دانشگاهی و آکادمیک مکملی درستی است .هر دو این موارد باید در یک بازیگر باشد.یعنی شما اگر بازیگر باسوادی هم باشید بالاخره یک جا کم می‌آورید.

* برخی عنوان می‌کنند که مانکن‌های خوشچهره جای بازیگران واقعی را گرفته‌اند نظر شما چیست؟

هر چیزی به جای خودش! چون ما سینمای چندگانه نداریم متاسفانه این اتفاق در حال رخ دادن است. اما به هر حال سینما به قدری بزرگ است که کسی جای فرد دیگری را نگیرد. هرچند با این موضوع هم باید تخصصی برخورد شود.

* رابطه چهره با سینما چیست؟

سینما به چهره احتیاج دارد، چهره باسواد، چهره ماندگار، ولی چهره‌ای که با قلب مردم سر و کار دارد خیلی کم پیدا می‌شود. کاش چهره‌های ما چهره هایی باشند که برای ساخت آن تلاش کنیم، نه چهره‌های ساخته شده‌ای که برای تخریب آن تلاش کنیم.

* آیا بازیگران با رسیدن به دوره پیری تمام می‌شوند؟

بستگی دارد! عزت الله انتظامی، جمشید مشایخی و خیلی از مو سپیدهای دیگر تمام نشده‌اند. اگر عمری را با عزت سپری کرده باشید پیری فضای بازیگری را پاک نمی‌کند.

* فیلمفارسی چیست؟

من اصولا آدم قضاوت کردن و ارزش گذاری نیستم ولی بخشی از تاریخ معاصر سینمای من است و من تمام فیلم‌هایش را دیدم حتی لحظات درخشانی در آن سراغ دارم طبیعتا ضعف‌ها و اشکالاتی هم در آن وجود دارد. امیدوارم اگر قرار است در این دوره و زمانه در سینما به پسرفت ادامه بدهیم حداقل شبیه سینمایی بشویم به نام سینمای فارسی که شاید بتوانیم در آن لحظات شادی به اسم خودمان خلق کنیم. این که قرار باشد بین کلیشه و مدرنیسم و سنت دست و پا بزنیم و به یک جایگاه درست در سینما نرسیم به نظرم خیلی بدتر از سینمای فارسی است.

* چقدر به سالمندان هم صنف خود سر می‌زنید؟

خیلی زیاد. هر کس یک روز زودتر از من در این حرفه باشد احترامش به ‌روی چشم‌های من است و تا آنجایی که بتوانم سعی میکنم در محیط خانواده سینما یک بچه ته تغاری باشم که خیلی کلاس نمی‌گذارد!

* چرا خانه همه بازیگران در شمال شهر است، در صورتی که عمده علاقمندان  به سینما در جنوب شهر هستند؟

اغلب اینطور نیستند، من خودم سال‌ها در شرق تهران، جنوب تهران بودم، الان هم در غرب تهران هستم و به نظرم این‌ها بیشتر حاشیه است.

* چرا زندگی شخصی تعداد قابل توجهی از بازیگران دچار مشکل می‌شود؟

بخاطر اینکه فرهنگ درست عمل کردن نیست غلط هم زیاد اتفاق می‌افتد.

*دوست داشتید در هالیوود بازی میکردید؟

حتما بازی می‌کنم!

* چرا در بین مردم این اعتقاد وجود دارد که بازیگران تقیدات مذهبی و اخلاقی ندارند؟

کاملا مخالفم. اغلب بازیگران تقیدات مذهبی و اخلاقی و پایبند بودن به سنت بسیار بسیار برایشان مهم است و شیوه آنها متفاوت است، اعتقادشان تظاهر نیست و خیلی از آن نمی‌گویند. آدم‌ها را نمی‌شود قضاوت کرد، بهتر است این کار نکنیم.

* اگر روزی علیه ایران جنگ شود، شما برای دفاع شرکت می‌کنید؟

بله.

* چرا فیلم‌های ژانر دفاع مقدس موردتوجه مردم قرار می‌گیرد؟

چون مفهوم کلی ایثار در آن وجود دارد و ما کمی بیشتر هزینه می‌کنیم و این هزینه کردن مردم را  به دیدن وادار می‌کند، و وقتی با لایه های پنهان فیلم، حس و حال‌ها و عشق فیلم که اینگونه روایت می‌شود و به هر حال بخشی از تاریخ معاصر مردمی است که سعی می‌کنند با آن ارتباط برقرار کنند، به همین خاطر بیشتر استقبال می‌کنند و من آرزو میکنم فردی مثل ابراهیم حاتمی کیا از این سینما فاصله نگیرد مثل زنده یاد رسول ملاقلی پور که رفت و ما قدرش را ندانستیم و رفت…

* برخی می‌گویند الفاظ رکیک و خنداندن به هر قیمتی در سینما و البته تلویزیون زیاد شده است، نظر شما چیست؟

هر چیزی در تعادلش اتفاق می‌افتد، اگر قرار باشد تعادل وجود نداشته باشد چه در سینما چه در تلویزیون اگر از هر طرف بام بیفتیم.

* چرا هنرپیشه‌های هالیوود همه جا مثل سومالی در سیاست‌های خارجی شرکت دارند ولی هنرپیشه های ما نیستند؟

چون ما کشور سیاست زده‌ای هستیم و متاسفانه همه چیز را با هم اشتباه می‌گیریم.

* چقدر از اجناسی که مصرف می‌کنید ایرانی است؟

سئوال سختی است! تا جایی که راه داشته باشد سعی میکنم اجناس ایرانی مصرف کنم.

* بحث فساد در سینما موضوعی است که بازیگران زیادی درباره آن صحبت کرده‌اند مثل امین تارخ که گفتند برخی دختران برای ورود به سینما خودشان را عرضه می‌کنند این موضوع چقدر صحت دارد؟

به نظر من سینمایی که قرار شد با عرضه و خود فروشی بدست بیاید، نامش سینما نیست، آدم‌های دیگر هم این اتفاق مورد پسندشان نیست. از این دست موارد سینمای ما را کوچک می‌کند.

* اگر یک میلیارد پول داشتید با آن چه می‌کردید؟

چون الان خانه ندارم سعی می‌کردم خانه بخرم!

* آخرین کتابی که خواندید؟

قهرمان

* آرزوی شما چیست؟

سلامتی و سربلندی و آرامش را برای مردم کشورم آرزو می‌کنم.

* عزت الله انتظامی

آقای همیشه بازیگر

*  علی نصیریان

سلطان بی چون و چرای تئاتر

* محمد علی کشاورز

  اسطوره نقش های بی تکرار

* نیوشا ضیغمی

همکار خوبم

*شهرت

شیرین‌ترین آفت حرفه‌ام

* سینمای ایرانی

با آرزوی جهانی شدن

* شریفی‌نیا

همکار پرکار من

* هالیوود

خیلی دست نیافتنی نیست

* دفاع مقدس

امیدوارم یک فیلم سینمایی در این ژانر کار کنم

*  بهترین فیلمی که دیده‌اید

خیلی نامردید! فیلم خوب زیاد دیدم

*  بدترین فیلمی که دیده‌اید

سیصد

* آنجلینا جولی

بازیگر بسیار خوبی است

* بدترین حادثه‌ای که برایتان اتفاق افتاده است

تصادف در سال ۷۸

* جایی که به شعورتان توهین شده است

خداروشکر توهین نشده است.

* بدتربن صحنه‌ای از فیلمی که دیدید

در یک فیلم کره‌ای آقایی یک هشت پای زنده را خورد!

* در کدام فیلم دوست داشتید بازی کنید

پدرخوانده ۲، نقش آلپاچینو!

* تا بحال حسودی کردید؟

بله!

* مهم‌ترین اتفاق جهان

نابودی زمین

* مهم‌ترین اتفاق ایران طی سال‌های اخیر

  گرفتن اسکار اصغر فرهادی

*  تهاجم فرهنگی

به من خیلی تهاجم نمی‌شود.

* صلح

آخ! عجب چیز کم یاب و نایابی است.

* هیروشیما و ناکازاکی

هروقت اسم هیروشیما را می‌شنوم یاد بمب می‌افتم، دوست دارم ناکازاکی را به داداش کایکو و دستمال قدرت ربط بدهم!



 
شکیبا خانی
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲

خبرگزاری فارس: سامان: داستان «پروانه» به فضای فعلی جامعه نقد دارد

«جلیل سامان» کارگردان مجموعه تلویزیونی «پروانه» که پیش از این سریال موفق «ارمغان تاریکی» را ساخته بود، در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، درباره شباهت موضوعی این دو سریال و فضای تشکیلاتی حاکم بر آنها گفت: بحث شباهت کاملا وجود دارد. البته اولین نکته برای من قصه است که باید وجوه دراماتیک جذاب و قوی داشته باشد.
وی ادامه داد: به نظر من سریال باید وجوه دراماتیک بالایی همراه با لحظاتی سخت داشته باشد. ضمن این که  وجوه دراماتیک این است که باید لحظات سختی داشته باشد. البته مبارزان در مقطع انقلاب؛ افرادی آرمان‌گرا، قدرتمند و عاشق بودند که امروز کمتر افرادی نظیر آنها را می‌بینیم.
سامان تصریح کرد: البته نباید از فضای جذاب آن دوران هم غافل شد. مواردی نظیر خانه تیمی، اسلحه، تعقیب و گریز و امثال این همه جذاب هستند. وقتی هم حرف و مطلب جدی برای گفتن باشد؛ قطعا روایت آن در دل قصه بسیار راحت‌تر است.
کارگردان سریال پروانه در پاسخ به این سوال که پس شما از بستر تاریخی برای نقد به جامعه امروز استفاده می‌کنید؟، عنوان داشت: بله. دقیقا همین‌طور است. چون در جامعه امروزی نمی‌توان یک ارگان را مورد نقد قرار داد چون همه خوب هستند. اما در یک ماجرای تاریخی هرچه بخواهی می‌توانی بگویی. البته با قید وفاداری به تاریخ.سعیم این است که تحلیل بد نسبت به تاریخ نداشته باشم و نگاه منصفانه‌ای داشته باشم حتی به ساواک.
وی با بیان اینکه اصل اساسی و مبنا همچنان برایم قصه است، تاکید کرد: اول قصه را ارزیابی می‌کنم که ببینم در چه بستر تاریخی قابل روایت است. آن وقت به هر نتیجه‌ای رسیدم وارد عمل می‌شوم. مثلا اگر احساس کنم کار در بستر تاریخی بهتر جواب می‌دهد، قطعا به این سمت حرکت می‌کنم و اگر فکر کنم که بستری امروزی برای قصه مناسب‌تر است، داستان را در همین امروز به تصویر می‌کشم.
وی درباره اینکه تمام ابزار ایجاد درام را در خدمت قصه قرار می‌دهید، گفت: قطعا در قصه‌ای که احساس کنم ارزش ساخت دارد و به پرسش‌های مخاطب پاسخ بدهد، این کار را انجام می‌دهم. مثلا مورد تعقیب ایدئولوژی و تعقیب تفکر آدمها چیزی نیست که فقط در یک مقطع زمانی شاهدش باشیم و این موضوع ادامه دارد.
سامان در ادامه با بیان اینکه در دل کارهای تاریخی تلنگری هم به جامعه امروز می‌زنم،توضیح داد: مثلا وقتی من یک روحانی به نام شیخ حسن را ترسیم می کنم، بیننده امروزی وقتی او را می بیند، می گوید همین است. روحانی واقعی این است. شما در سریال روحانی را می بینید که لحافش را خودش پهن می کند و کارهایش را خودش انجام می دهد و به شدت مردمی است. خوب همین نکته به نوعی آسیب شناسی روحانیت امروز هم هست. بخشی از روحانیت امروز از مردم فاصله گرفته است و در سمت‌هایی قرار گرفته که ربطی به روحانیت ندارد. درصورتی که هرکس باید در تخصص خود کار کند و روحانی نیز باید با مردم بیشتر ارتباط برقرار کند.
وی تصریح کرد: وقتی ما نشان می‌دهیم که کسی برای رسیدن به قدرت تلاش می‌کند. وقتی هم یک سکانس بین پروانه و پدرش داشتیم می گوید تو فکر میکنی رضا شاه خوب بود؟ می گوید آره. اول انسان ها برای اصلاحات می روند. اما بعد برای چیزهای مهم تری می روند. او دوباره می پرسد مثلا چه چیزهایی و پاسخ می شنود چیزهایی برای قدرت و برای ماندن. بله. مسئولان هم ممکن است دچار همین خطا بشوند و بگویند خوب چون من آدم خوبی هستم و در عملکردم موفق بوده ام باید به هر قیمتی بمانم. این حرف امروز است. از این حرف ها در سریال بسیار زیاد است و اگر دقت کنید، بیش از این مواردی است که در ذهن شما می‌آید. اصلا من پروانه را به این دلیل ساختم که به امروز می‌پردازد.
وی در پاسخ به این سوال که وقتی شما موضوع و نقدی را به طور غیرمستقیم در اثری تاریخی قرار می‌دهید، تاثیرگذاری کافی‌اش از بین خواهد رفت، گفت: خوشبختانه مخاطب امروز بسیار باهوش است. مردم مقایسه خود را می‌کنند و از آن نتیجه گیری هم می‌کنند. اگر مسئولی نمی‌خواهد این موضوع را بپذیرد، بحث دیگری است.
وی همچنین درباره میزان مخاطب سریال پروانه نیز گفت: مردم الان چند دسته هستند. دسته ای که اصلا تلویزیون نمی بینند و عملا مخاطب تلویزیون نیستند. الان شاید آمار تلویزیون ایران مثلا نصف شده باشد اما همان نصفی که تلویزیون ایران را می بینند فکر می کنم که پروانه را هم ببینند و به نظر می آید که دیده شده است. البته عده ای هم هستند که از کانال های آن ور آبی کنده شده‌اند. به نظرم پروانه از لحاظ میزان مخاطب از ارمغان تاریکی جلوتر است.
سامان همچین درباره بستر روایی سریال پروانه نیز توضیح داد: وقتی هر موضوعی را از نگاه انسانی ببینید، مقبول می‌شود. حتی تلاش کرده‌ام که به سیاست نگاه انسانی داشته باشم. تفاوت هم در همین است، در پروانه موضوع مورد نظر عشق و خرد است. مثلا شخصیت امیر خردمندتر از شخصیت مجید است. اصلا از اول خردمند است ولی مجید از اول عاشق است. مجید از عشق به خرد می رسد اما امیر از خرد به عشق می‌رسد.
وی تصریح کرد: فکر می‌کنم فیلم‌ساز قبل از اینکه فیلم‌ساز باشد باید صاحب تفکر و آرمان باشد. وقتی که صاحب تفکر و آرمان باشی، پای همه چیز آن می ایستد.


 
شکیبا خانی
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲
- تمامی حقوق مطالب این سایت متعلق به ایرانین آرتیست میباشد.
- کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز بوده و الگو برداری از این قالب
فقط با اجازه ی طراح البرز دیزاین مجاز میباشد.
- طراحی ، کدنویسی و راه اندازی سایت توسط امیر منصوری.